:::
عنوان:
نوشتن در ژانر جنگ بدون شعارزدگي و کليشهگرايي-گزارشي از تمرين نمايش"فصل خون"
مشروح:
بعد از"زمين مقدس"، "روياهاي رام نشده"، "امپراتور و آنجلو"، "آسمان و زمين" و... آقاخاني نمايشنامه"فصل خون" يکي از تازهترين نوشتههايش را براي اجرا در تالار قشقايي آماده ميکند.. اين نويسنده و کارگردان تئاتر که آخرين بار کارگرداني"زمين مقدس" و طي سال گذشته نگارش"آسمان و زمين" و"رودکي"، "شاعر واژگان سبز"، بازي در"مرغابي وحشي" را پشت سر گذاشته، در سال جاري نمايشنامه"فصل خون" که با تاکيد خودش، در ژانر جنگ قرار دارد را روي صحنه خواهد برد. تالار قشقايي پر از سکوت است و بازيگران، محمدصادق ملکي، فهيمه امنزاده، فرزين محدث، علي ميلاني و ناهيد مسلمي در جاي جاي آن نشستهاند ديالوگ ميگويند، اما گوشهايي که به هياهوي خيابان عادت کرده جز صداي سکوت چيزي نميشنوند و دقايقي طول ميکشد که امواج صوتي که آرام و بيشتاب بين افراد در جريان است را درک کنند. قطعهاي اجرا ميشود، کارگردان تذاکراتي ميدهد، آن هم به صورت شخصي و فقط براي خود بازيگر. علي ميلاني که نقش صادق ساچمه را در اين نمايش بازي ميکند، توضيح ميدهد. بخش منفي قصه را بر عهده دارم. صادق ساچمه قبل از انقلاب خلافکار بوده و در زمان نمايش هم به عنوان دوست يکي از شخصيتها به نام علاءالدين در کار ديده ميشود. 30 سال قبل يک رقابت عاطفي بين دو دوست وجود داشته که دوباره زنده ميشود. نميگويم يکي از نقشهاي اصلي را بر عهده دارم، ولي بايد ياگويي باشد تا اتللو خلق شود؟! محمدرضا صادق ملکي هم که در پايان قطعه دو نفرهشان به پشت صحنه رفته نقش استاد علاءالدين خطاط را ايفا ميکند. ميگويد علاءالدين منزوي و درگير شکست عشقي دوران جوانياش است. در مسير داستان با دختري مواجه ميشود که گذشته را برايش زنده ميکند و ماجراهايي به وجود ميآورد که البته بهتر است ببينيد تا برايتان توضيح دهم. فرزين محدث نيز که نقش اصلي کار را بر عهده دارد نوجواني 13 ساله را بازي ميکند که به گفته خودش قدري شيرين عقل است. ميگويد: سيروان را بازي ميکنم. سيروان نوجواني است که در نيزار فاجعهاي را شاهد است و وحشت او، مواجه شدنش با روي کثيف و واقعي جهان، صدمهاي روحي به او وارد کرده است. فهيمه امنزاده که عضو ثابت گروه تئاتر پوشه نيز هست نقش دختري به نام نبات را بازي ميکند، خودش درباره اين نقش ميگويد: حضور نبات در اين قصه تلخ، فضا را شيرين کرده و شايد به همين دليل هم بيشتر از بقيه به چشم ميآيد. او در جنگ پدر و مادرش را از دست داده، به جنوب آمده و چند سالي است که در اين خانواده زندگي ميکند. ناهيد مسلمي نيز نقش دايه مهربان سيروان را بر عهده دارد که گويي بر او تکليف شده انسانهاي تنها و دردمندي را در يک خانواده، دور هم جمع کند. قطعات نمايش، پشت سر هم، به اجرا درميآيند. گرچه داستان به لحاظ اشاراتي که به جنگ ايران و عراق دارد جنوب يا غرب کشور را تداعي ميکند اما آن چه در کار وجود ندارد لهجه است. تنها يکي از بازيگران آهنگ ويژهاي در صدا دارد که يکي از مناطق جغرافيايي کشور را تداعي ميکند. آن قدر کمرنگ که ميمانيم لري است يا ترکي. نويسنده و کارگردان نمايش برايمان توضيح ميدهد که رويدادگاه اثر يکي از شهرهاي مرزي جنوب کشور است اما افراد غير از يک تن هيچ کدام جنوبي نيستند. يا لااقل روي آن مکث نميشود. ميافزايد: افراد از اقصا نقاط کشور دور هم جمع شدهاند و البته مخاطب با تسلط بر اثر دليل آن را درخواهد يافت. حتي الامکان تلاش ميکنيم هيچ کدام لهجه نداشته باشند اما يکي از شخصيتها چند واژه زبان خودش را در گويش استفاده ميکند ولي لهجه نميگيرد. دو تن از بازيگران نيز يک شبه آهنگ در گويش دارند که تا اجرا آن را حذف ميکنيم. اعتقاد دارم وفاداري کامل به لهجهها به کار شکل بد و مسخرهاي خواهد داد از سوي ديگر چيزي هم به اثر اضافه نميکند. آقاخاني اعتقاد دارد که تمام نمايشهايي که درباره وقايع مختلف اجتماعي و سياسي نوشته شدهاند اما تلاش ميکنند با تکيه نکردن روي زمان و مکان جهان شمول شوند، کودکانه و مضحک جلوه ميکنند. او ميگويد: اين نظر و سليقه شخصي من است. ترجيح ميدهم همواره با تکيه بر برخي از استنادات محدود درباره ايران براي جهان بنويسم نه اين که از طريق حذف اسم شخصيتها و ذکر نکردن نام مکانها در توهم جهان شمول نويسي فرو روم. اين آفت تفکري است که در ايران با مدرنيته اشتباه گرفته شده. صحنه در تمرين به سه فضاي مجزا تفکيک شده، به نظر ميآيد يک فضا، از زاويههاي متفاوت ديده ميشود و تغيير محل قرار گرفتن بازيگران به معني تغيير کلي مکان نيست بيشتر ميزانسنها نشستهاند. آرامش يک زندگي عادي، چهار زانو يا چمباتمه نشستن بر فرش حصيري را تداعي ميکند. گرماي عجيبي را به ياد ميآورند که با رطوبت برهنه پاها و قطرات بيگاه پيشاني در هم آميخته است جنگ است اما نه صداي گلولهاي، نه هجوم بيگانهاي و نه قراولي مسلح. جنگ است اما گويي جنگي است که پرده از روان آدميان ميدرد. قرار است پارههاي ذهن آدميان بر دايره صحنه حلاجي شود. ميپرسم نمايش شما يک اثر دفاع مقدسي محسوب ميشود، دو تجربه متوالي در اين ژانر طي يک سال انجام دادهايد؟ که ميگويد: خواهشم از شما اين است که کار را با نام دفاع مقدس معرفي نکنيد. من نمايشي نوشتهام که بستر جنگ ايران و عراق سببساز آن است. ميدانم که "فصل خون" ناظر است به يک تحول فوقالعاده بزرگ اجتماعي به نام جنگ ايران و عراق. حقيقتاً نامگذاري اين ژانر را تعارفي ميبينم که به آفت زدگي آن کمک ميکند به همين دليل ترجيح ميدهم با کلمه همه فهم و جهاني جنگ درباره"فصل خون" صحبت کنم. بله درست ميگوييد که دومين کار رسمي و حرفهاي من در حوزه نويسندگي فضاهاي مرتبط با اين مقوله است ولي چهار نمايشنامه ديگر هم دارم که قديميترند. ايوب آقاخاني از"آن جا پشت در" ياد ميکند که قديميترين نمايشنامهاش در ژانر جنگ است و سال 74 نمايشنامه برتر کشور در رقابت مراکز تربيت معلم شده و ميافزايد: آن نمايشنامه را معلمي به نام بهزاد خدايي روي صحنه برده بود. براي همين هم در اين جشنواره در سطح ايران و در چند مرحله برتر شناخته شد. اما از ميان مجموعه کارهاي مرتبط با فضاي جنگ فقط"فصل خون" را خودم کارگرداني کردم که بسيار از نتيجه آن راضيام و دوستش دارم. گروه استراحت ميکنند که از تک تکشان درباره پيوستن به اين نمايش ميپرسيم. ميلاني اشاره ميکند که خيلي با مجموعههاي تئاتري به تفاهم نميرسد اما چون با آقاخاني چند سالي است که در راديو همکاري دارد و با هم دوست شدهاند، اين نقش را پذيرفته است. توضيح ميدهد: متاسفانه در گروهها بسيار ديده ميشود که چيزي را وسيلهاي براي بيان چيز ديگر ميکنند. از ديد من هنر دو وجه دارد، جان و تکنيک. اگر در جانت کمبودي باشد تکنيک را به نفع او تغيير ميدهي. و من معمولاً با گروههايي کار ميکنم که اين تغيير در آنها اتفاق نيافتاد. فرزين محدث خاص و ويژه بودن نقش، کوچکتر بودن نقش از سن واقعي خودش و نوع شخصيت را دلايل پذيرش پيشنهاد آقاخاني عنوان کرده و ميافزايد: خصوصيت گروههاي جوان، مدام ديدن، خواندن و کار کردن است. آنها از آزمون بيشتر نميهراسند. کارگردان نيز فرد خوش فکري است که مرتب مطالعه ميکند، ميبيند، کارهاي جديد را دنبال ميکند و آن را ميآزمايد. گروه بي حاشيهاي دارد که با آرامش کار ميکند همه اينها در انتخاب کار و نقش موثرند. محمدصادق ملکي را بيشتر از همکاريش در گروه جلال تهراني ميشناسيم. او سال گذشته دو تجربه نيمه تمام تئاتري را پشت سر گذاشت اول: "دراکولا"ي جلال تهراني و بعد"جنون محض" کوشکجلالي. از گروه و همکارياش با تئاتر پوشه ميگويد: افراد گروه با هم سابقه کار دارند. قلق هم را ميدانند. وقتي نقش به من پيشنهاد شد ديدم متن خوبي است و خوب است که تجربهاي در کاري که به نتيجه ميرسد داشته باشم. با اين پرسش که بازيگران نامتجانسي را در کنار هم گرد آوردهايد به سراغ کارگردان ميرويم و ميشنويم: در مرحله طرح عوامل کار مشخص شدند. طرح را که نوشتم بازيگران را انتخاب کردم، با آنها مذاکره کردم و بعد متن را تکميل کردم. تنها کسي که علي الرغم پيشبينيام موفق نشدم در خدمتش باشم سيامک صفري بود. قرار بود بازي کند اما به دليل همزماني کار من با دکتر رفيعي و تعهدش در پروژه"شکار روباه" همکاريمان ميسر نشد. با اين حال در جايگزيني بازيگر هم نهايت دقت را کردهام تا کيفيتي مستقل اما در خدمت نقش را داشته باشم. صادق ملکي بازيگر معتقد جواني است که تجربه همکاري با او را در پروژه"جنون محض" داشتم. درباره بقيه افراد، همزمان با نوشتن متن به آنها فکر شده. اميدوارم در ارتباط با مخاطبان هم موفق باشد. از او درباره طراحي صحنه نمايش ميپرسم که با معرفي خانم سيدکنعاني ميگويد:«کارهاي ايشان معمولاً در رئاليستيترين شکل کمي به کانسپت مايل ميشود. او فکري را به الزامات متن تبديل ميکند. "روزهاي زرد" را به ياد داريد؟ يا حتي"زمين مقدس"، با وجود اين که الزامات واقعگرايانه متن را رعايت ميکرد، اما طرح مطلقاً واقعي اجرا نشد. يک رويکرد گزينش گرايانه و تجربهگرا بود. طراح صحنه"فصل خون" هم مطلقاً واقعگرا نيست گرچه مطلقاً واقعي هم نيست. نشانههاي لازم را دارد. آقاخاني نه داد ميزند نه خشم ميگيرد. جدي است اما اوج تذکرات برافروخته او نگاهي شماتتآميز و جملاتي است که با صداي آهسته در فاصلهاي نزديک به بازيگر مورد نظر ميگويد. ميلاني از کار علمي، راحت بودن بازيگر براي رسيدن به نقش و اعتماد کردن به بازيگر را از ويژگيهاي کار با آقاخاني برشمرده و ميافزايد: اين اعتماد کار بازيگر را سختتر ميکند چون بايد آن را حفظ کند. ايوب، آرام و بسيار زيرکانه از بازيگر کار ميکشد به اين ترتيب بازيگر بايد از يک راه پر پيچ و خم به نقش برسد. فرزين محدث ميگويد: پيشنهاد بازيگر را ميپذيرد، اما اتوريته خودش را هم دارد. صادق ملکي نظم را مهمترين ويژگي کارگرداني آقاخاني ميداند و امنزاده هم با تاييد آن ميگويد: اين جا همه چيز سر جاي خودش قرار دارد. از کارگردان درباره نظرات همکارانش ميپرسيم، ميگويد: براي من نظم، ايجاد فضاي عميقاً صميمي و همدلانه در عين رعايت خطوط تعيين شده از همه چيز بيشتر اهميت دارد. در شيوه کاريم نيز سعي ميکنم بازيگر را از طريق توضيحات بسيار و اتدهاي متنوع به جهان نقش که فکر ميکنم بايد ايفا کنند برسانم. اعتقاد دارم کار بايد تا حد امکان ناخودآگاه و نامحسوس به نتيجه برسد. سعي ميکنم گروه در يک مسير فرساينده قرار نگيرد براي همين دائماً تلاش ميکنم نشان دهم که در ارائه وظايف محولهشان موفق بودهاند. در عين حال مسير حرکتشان را اصلاح ميکنم. مقيد و متعهد به متن هستم. مخصوصاً زمانهايي که خودم نويسندهام. ادامه ميدهد: با تعقيب کارنامه کارگرداني من متوجه ميشويد که اغلب تلاش ميکنم متون خودم را اجرا کنم تا براي نوشتن متوني که کارگردانان ديگر کمتر شبيه ذهنيت من روي صحنه ميبرند، انرژي دوباره بگيرم. سه متن خارجي را هم کارگرداني کردهام که چون نويسنده آن در دسترس نبود به سليقه خودم تغييراتي در متن دادم اما بعيد ميدانم در اين تغييرات اشتباه کرده باشم. مسلماً اگر آلن، شپارد و ممت در دسترسم بودند آن قدر شعور داشتم که براي تغييرات از آنها اجازه بگيرم. چيزي که در کشور ما ظاهراً کمياب است. پيش از اين که سالن قشقايي و گروه تئاتر پوشه را ترک کنم از بازخورد مخاطب درباره اين نوع نمايشها ميپرسم که آقاخاني ميگويد: "فصل خون" يک ادعا نامه است. ادعا نامهاي در برابر تمام نويسندگان، مسئولان فرهنگي و تصميم گيرندگاني که بدون توجه به سلامت يک درام به سمت خلق يک سفارش ميروند. اميدوارم"فصل خون" به همه ثابت کند که ميتوان در ژانر جنگ اثر دراماتيک سالم و قابل بحث توليد کرد بدون آن که به ورطه شعارزدگي و کليشههاي سطحي غلتيد. او اين نمايش را غمنامهاي جدي در باب کساني که بياراده و بدون تصميم در گودناي مناسبات و فراز و فرودهاي جنگ قرار گرفتند معرفي کرده و افزود: اميدوارم کار مورد توجه آنهايي قرار گيرد که دنبال تئاتر سالم، علمي، تکنيکي و در عين حال با احترام به مخاطب هستند. به سلامت"فصل خون" ايمان دارم، اما درباره توفيقاش، بعد از اجرا خواهيم خواند.
منبع:
وب سایت ایران تئاتر - زهرا شایانفر
2009-9-23
:تاریخ
Founder & Supervisor : Ayoub Aghakhani
All rights reserved P.T.G - 2008
Designer:
Amin Ansari